- نویسنده : سردبیر آنلاین
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
- کد خبر 15713
- 1 بازدید
- بدون نظر
روایت یک صبح تاریخی؛ از کرج تا دیدار با آقای شهید ایران
پایگاه خبری تحلیلی آوای کرج، واحد استانها- حمیدرضا عبدالمنافی: بعضی خاطرهها با گذشت زمان نهتنها کمرنگ نمیشوند، بلکه جزئیاتشان روشنتر میشود؛ گویی هر بار که روایت میشوند، بخشی از آن لحظه دوباره جان میگیرد. در میان صدها دیدار، جلسه و برنامهای که طی سالهای گذشته برای فعالان فرهنگی، اجتماعی و انقلابی رقم خورده است، دیدار دستاندرکاران کنگره ۵۵۸۰ شهید استان البرز در ۲۴ آذر ۱۴۰۴ با آیتالله خامنهای رهبر شهید انقلاب، از همان خاطراتی است که هنوز با تمام جزئیات در ذهن حاضران آن روز باقی مانده است.
دیداری که در روزهای پایانی آمادهسازی کنگره ۵۵۸۰ شهید استان البرز انجام شد؛ زمانی که بخش عمده فعالیتهای اجرایی، فرهنگی، هنری و رسانهای این رویداد به سرانجام رسیده بود و دستاندرکاران کنگره در انتظار برگزاری رسمی برنامه و ابلاغ پیام رهبر شهید انقلاب بودند.
امروز، بازخوانی آن دیدار تنها مرور یک خاطره نیست؛ روایتی است از چند ساعت حضور در کنار رهبری که از شهدا، جوانان، مسئولیت نسلها، جهاد فرهنگی و ظرفیتهای «کرج ایران کوچک» سخن گفت و مأموریتی فراتر از برگزاری یک کنگره را بر دوش فعالان فرهنگی گذاشت.
برای بازخوانی آن روز، پای صحبت دو تن از حاضران در جلسه نشسته است؛ داوود پاشایی، دبیر اجرایی کنگره ۵۵۸۰ شهید استان البرز و حسام اسفندیاری، مدیر اجرایی این کنگره که هر کدام بخشی از آن روز را روایت میکنند.
یک پیام محرمانه در شب
روایت این دیدار از شبی آغاز میشود که هنوز کسی از مقصد صبح روز بعد خبر نداشت.
داوود پاشایی، دبیر اجرایی کنگره ۵۵۸۰ شهید استان البرز، ماجرا را اینگونه روایت میکند: فکر میکنم شب قبل از دیدار بود. بعد از نماز مغرب و عشا پیامی برای ما آمد که فردا بعد از نماز صبح در دفتر امام جمعه کرج حاضر شویم. تأکید شده بود جلسه محرمانه است و به هیچکس هم چیزی نگوییم.
او میگوید هیچ توضیحی درباره علت این دعوت داده نشده بود.
نه نامهای در کار بود و نه توضیحی درباره موضوع جلسه.
فقط یک تأکید وجود داشت؛ حضور در دفتر امام جمعه کرج پس از نماز صبح.
پاشایی میگوید: طبیعتاً حدسهایی در ذهن ما وجود داشت. بعضی چیزها شنیده بودیم اما هیچکس مطمئن نبود. حتی دوستان نزدیک هم با هم صحبت نمیکردند. هرکسی فقط منتظر صبح بود.
آن شب برای بسیاری از اعضای کنگره، شبی متفاوت بود.
ساعاتی که با انتظار سپری شد؛ انتظاری که هنوز معلوم نبود قرار است به چه خبری ختم شود.
نماز صبحی که رنگ دیگری داشت
هنوز هوا کاملاً روشن نشده بود که اعضای دستاندکار کنگره شهداء در دفتر آیتالله سیدمحمدمهدی حسینی همدانی، نماینده ولی فقیه در استان البرز و امام جمعه کرج حاضر شدند.
نماز صبح اقامه شد. فضا آرام بود اما در چهره حاضران میشد نوعی انتظار را دید.
پاشایی میگوید: بعد از نماز صبح متوجه شدیم فردی از دفتر بیت رهبر انقلاب در جلسه حضور دارد. آنجا بود که حدسها جدیتر شد.
با این حال هنوز کسی چیزی نمیدانست.
برخی تصور میکردند قرار است پیامی از رهبر انقلاب برای کنگره آورده شود.
برخی دیگر احتمال میدادند پیام تصویری یا دستنوشتهای در میان باشد.
اما دقایقی بعد، ورق برگشت.
از حاضران خواسته شد تلفنهای همراه و وسایل شخصی خود را تحویل دهند.
همان لحظه فهمیدیم موضوع فراتر از یک پیام است.
چند دقیقه بعد، جملهای گفته شد که فضای دفتر امام جمعه را بهکلی تغییر داد: برای دیدار آقا آماده شوید.
پاشایی لحظه شنیدن این خبر را هنوز به روشنی به خاطر دارد. همانجا سجده شکر کردم. واقعاً نمیتوانم احساس آن لحظه را توصیف کنم. خوشحالی عجیبی بود. انگار تمام خستگی ماهها کار از تن آدم بیرون میرفت.
به گفته او، حال و هوای حاضران نیز چیزی شبیه همین بود.
اگر به چهره افراد نگاه میکردید، میتوانستید شوق را ببینید. همه خوشحال بودند. دل توی دل هیچکس نبود.
از اینجا روایت به حسام اسفندیاری میرسد
پس از پایان هماهنگیها، گروه اعزامی آماده حرکت شد.
از این بخش به بعد، حسام اسفندیاری، مدیر اجرایی کنگره ۵۵۸۰ شهید استان البرز، روایت روزی را ادامه میدهد که هنوز لحظه به لحظه آن را به خاطر دارد.
مسیر کوتاهی که طولانیترین انتظار را در خود داشت.
اسفندیاری میگوید: وقتی سوار مینیبوس شدیم، دیگر تقریباً همه مطمئن شده بودند که قرار است به دیدار آقا برویم.
فضای داخل مینیبوس، فضایی معمولی نبود.
شوقی مشترک میان همه جریان داشت.
بعضیها مداحی میکردند. بعضیها از شهدا حرف میزدند. بعضیها هم شوخی میکردند. فضای خیلی صمیمی و خودمانی بود.
او میگوید گفتوگوهای دوستانه میان اعضای کاروان نیز حال و هوای خاصی داشت.
برخی دوستان میگفتند اگر بشود نزدیک آقا بنشینیم. بعضیها آرزو داشتند چفیهای از ایشان بگیرند. بعضیها از انگشتر یا تبرک صحبت میکردند. هرکس در ذهنش چیزی داشت.
اما هیچکدام از آنها نمیدانستند چند ساعت بعد، تمام این خواستهها رنگ خواهد باخت.
ورود به حسینیه امام خمینی(ره)
عوامل کنگره شهدای البرز پس از طی مسیر وارد مجموعه بیت رهبر انقلاب شد.
اسفندیاری میگوید نخستین چیزی که توجه همه را جلب کرد، سادگی محیط بود.
واقعاً فضای سادهای بود. هرچه جلوتر میرفتیم، این سادگی بیشتر به چشم میآمد.
دیوارها، فرشها، راهروها و حتی نحوه استقرار افراد، هیچ شباهتی به تصورات رایج از مراکز قدرت نداشت.
برای خیلی از ما این موضوع جالب بود. همه چیز ساده بود. خیلی سادهتر از آنچه تصور میکردیم.
پس از عبور از مراحل حفاظتی، اعضای کاروان وارد حسینیه شدند.
فضایی آرام، معنوی و صمیمی.
پذیرایی نیز همانگونه بود که انتظار میرفت؛ ساده و بیتکلف.
چای و شیرینی مختصر.
اما آنچه در ذهن حاضران ماند، نه پذیرایی، بلکه فضای حاکم بر حسینیه بود.
انتظار برای ورود آقای شهید ایران
جمعی از فرماندهان نظامی، مسئولان استان و دستاندرکاران کنگره در حسینیه حضور داشتند.
استاندار البرز، نماینده ولی فقیه در استان، فرماندهان نظامی و فعالان کنگره شهدا در کنار یکدیگر نشسته بودند.
فضای جلسه صمیمی بود.
برخی شعارهای انقلابی سر میدادند.
برخی دیگر با دوستان خود گفتوگو میکردند.
اسفندیاری میگوید: همه منتظر ورود آقا بودند. فضای پرشوری بود.
اما چند دقیقه بعد، سکوت جای همه آن صداها را گرفت.
وقتی آقا وارد شد
آیتالله خامنهای رهبر شهید انقلاب وارد حسینیه شدند.
اسفندیاری میگوید: تا چند دقیقه قبل از ورود آقا، خیلیها درباره گرفتن چفیه یا انگشتر صحبت میکردند اما وقتی ایشان وارد شدند، همه آن حرفها فراموش شد.
او مکثی میکند و ادامه میدهد: واقعاً همه میخکوب شده بودند.
به گفته وی، وقار و آرامشی که رهبر انقلاب داشتند، فضای جلسه را به طور کامل تغییر داد.
فقط نگاه میکردیم. دیگر هیچکس به فکر نزدیک شدن یا گرفتن تبرک نبود.
رضایت رهبر شهید از کنگره؛ اما پایان راه نبود
پس از ارائه گزارش مسئولان استان و دستاندرکاران کنگره، رهبر انقلاب سخنان خود را آغاز کردند.
ایشان ابتدا از تلاشهای صورتگرفته برای برگزاری کنگره ۵۵۸۰ شهید استان البرز قدردانی کردند.
اما آنچه بیش از همه در ذهن حاضران باقی مانده، بخش دیگری از سخنان ایشان است.
رهبر شهید انقلاب تأکید کردند که تولید آثار فرهنگی پایان راه نیست.
کتابها باید خوانده شوند.
فیلمها باید دیده شوند.
مستندها باید مخاطب پیدا کنند.
و پیام شهدا باید به جامعه منتقل شود.
ایشان تصریح کردند که فکر و برنامهریزی برای یک کار خوب، تنها نیمی از مسیر است و نیم دیگر، پیگیری و به نتیجه رساندن آن کار است.
اسفندیاری میگوید: به نظرم مهمترین نکتهای که آقا مطرح کردند همین بود. اینکه کار فرهنگی نباید در تولید اثر متوقف شود.
کرج؛ ایران کوچک
بخش مهمی از سخنان رهبر انقلاب به ویژگیهای استان البرز اختصاص داشت.
ایشان کرج را شهری متفاوت توصیف کردند؛ شهری که مردم آن از نقاط مختلف کشور در آن گرد هم آمدهاند.
رهبر شهید انقلاب تأکید کردند که همین ویژگی، کرج را به «ایران کوچک» تبدیل کرده است.
از نگاه ایشان، هر حرکت فرهنگی موفق در کرج میتواند به سراسر کشور منتقل شود.
زیرا اقوام و خانوادههایی از نقاط مختلف ایران در این شهر زندگی میکنند و پیامها و تجربهها را با خود به دیگر مناطق کشور میبرند.
ایشان خطاب به دستاندرکاران کنگره تأکید کردند که به استان البرز اکتفا نکنند و تلاش کنند پیام شهدا را به سراسر کشور برسانند.
رهبر شهید انقلاب همچنین سلام خود را به مردم کرج و خانوادههای شهدا ابلاغ کردند.
چرا شهدا رفتند؟
اما شاید عمیقترین بخش سخنان رهبر انقلاب، آنجا بود که به فلسفه شهادت پرداختند.
ایشان تأکید کردند نباید حرکت شهدا را صرفاً به احساسات تقلیل داد.
به گفته رهبر شهید انقلاب، پشت هر شهادت مجموعهای از انگیزههای عمیق وجود دارد.
ایشان پرسیدند چرا یک جوان از آسایش زندگی، خانواده، درس، شغل و آینده خود میگذرد و راهی میدان خطر میشود؟
سپس پاسخ دادند که این حرکت محصول احساسات زودگذر نیست.
رهبر شهید انقلاب از شوق لقاءالله، احساس تکلیف دینی، مسئولیتپذیری در قبال کشور، دفاع از هویت ملی و مقابله با دشمن به عنوان بخشی از انگیزههایی یاد کردند که جوانان را به میدان جهاد کشاند.
ایشان تأکید کردند که این مفاهیم باید به نسلهای بعدی منتقل شود.
جوانانی که امید آیندهاند
رهبر شهید انقلاب در بخش دیگری از سخنان خود به نسل جوان پرداختند.
ایشان با وجود همه هجمههای رسانهای و فرهنگی، جوانان امروز را جوانانی مؤمن، باانگیزه و برخوردار از ظرفیتهای فراوان توصیف کردند.
به گفته ایشان، جوانانی که امروز در هیئتها، مساجد و فعالیتهای فرهنگی حضور دارند، در واقع در حال حفظ و تقویت هویت دینی خود هستند و این ظرفیت بزرگی برای آینده کشور است.
رهبر شهید انقلاب تأکید کردند که وظیفه فعالان فرهنگی، تبیین هنرمندانه ارزشهایی است که شهدا برای آن جان خود را فدا کردند.
مأموریتی که بر دوش حاضران گذاشته شد
دیدار به پایان رسید
کاروان البرز حسینیه امام خمینی (ره) را ترک کرد و به استان بازگشت.
روز بعد، پیام تصویری رهبر انقلاب به کنگره ۵۵۸۰ شهید استان البرز ابلاغ شد و این رویداد بزرگ فرهنگی به صورت رسمی برگزار شد.
اما آنچه برای حاضران آن جلسه باقی ماند، تنها خاطره یک دیدار نبود.
برای داوود پاشایی، هنوز لحظه شنیدن خبر دیدار و سجده شکری که در دفتر امام جمعه کرج به جا آورد، زنده است.
برای حسام اسفندیاری، هنوز تصویر حسینیه، سکوت هنگام ورود آقا و سخنان ایشان درباره شهدا و کرج در ذهنش مرور میشود.
شاید به همین دلیل است که وقتی از آن روز سخن میگویند، بیش از آنکه از جزئیات یک دیدار رسمی حرف بزنند، از یک مأموریت یاد میکنند؛ مأموریتی که آیتالله خامنهای آقای شهید ایران در آن جلسه بر دوش آنان گذاشت؛ اینکه انگیزههایی را که شهدا با آن به میدان رفتند، زنده نگه دارند و نگذارند چراغ این ارزشها در گذر زمان خاموش شود.
منبع : www.mehrnews.com
https://avayekaraj.ir/?p=15713

