- نویسنده : سردبیر آنلاین
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
- کد خبر 14907
- 16 بازدید
- بدون نظر
بیابانزایی یکی از مستقیم ترین عوامل تهدیدکننده امنیت غذایی و آبی است
طیبه مصباح زاده در گفتگو باپایگاه خبری تحلیلی آوای کرج درباره پروسه بیابان زایی در کشور گفت: با کاهش حاصلخیزی خاک و افت مواد آلی، توان تولید اراضی کشاورزی کاهش پیدا میکند و بهرهوری محصولات زراعی و باغی پایین میآید.
وی اظهارداشت: از سوی دیگر، کاهش پوشش گیاهی موجب افزایش فرسایش خاک و کاهش نفوذ آب به سفرههای زیرزمینی میشود. این فرآیند در بلندمدت باعث افت منابع آب زیرزمینی، کاهش کیفیت آب و افزایش هزینه دسترسی به آب میشود.
وی گفت: در صورت تداوم روند تخریب اراضی، با پیامدهایی همچون کاهش تولید محصولات کشاورزی و باغی-افزایش وابستگی به واردات مواد غذایی – افت کمی و کیفی منابع آب افزایش هزینه تولید غذا در کشور-مهاجرت روستاییان و تضعیف سکونتگاههای تولیدکننده غذا روبرو می شویم.
مصباح زاده ادامه داد: در چنین شرایطی، حفاظت از خاک و آب باید همتراز با منابع راهبردی مانند انرژی در اولویت سیاستگذاری ملی قرار گیرد، زیرا امنیت غذایی بدون امنیت سرزمین قابل تحقق نیست.
بیابانزدایی صرفاً یک پدیده اقلیمی است یا یک بحران انسانی و اقتصادی؟
عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران گفت: امروزه بیابانزایی دیگر صرفاً یک مسئله زیستمحیطی یا اقلیمی محسوب نمیشود، بلکه یک بحران چندبعدی است که ابعاد اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و حتی ژئوپلیتیکی دارد. تخریب اراضی موجب کاهش تولیدات کشاورزی، افزایش فقر، مهاجرتهای اجباری، تشدید نابرابریهای اجتماعی و بروز تنش بر سر منابع آب و خاک میشود.
وی افزود: به همین دلیل سازمان ملل متحد، مقابله با تخریب سرزمین را یکی از ارکان تحقق توسعه پایدار و امنیت جهانی میداند. هر هکتار زمین حاصلخیزی که از دست میرود، در واقع بخشی از امنیت غذایی و اقتصادی جوامع نیز از بین میرود.
جایگاه و عملکرد ایران در اجرای تعهدات بینالمللی چگونه ارزیابی میشود؟
مصباح زاده تصریح کرد: ایران بهعنوان عضو کنوانسیون مقابله با بیابانزایی سازمان ملل (United Nations Convention to Combat Desertification) متعهد به اجرای اهدافی از جمله «خنثیسازی تخریب سرزمین» (Land Degradation Neutrality – LDN) و بهبود مدیریت پایدار اراضی است. در ارزیابی عملکرد، ایران از نظر چارچوبهای سیاستی و برنامهریزی ملی در سطح نسبتاً قابل قبول قرار دارد.
وی افزود: تدوین برنامه اقدام ملی مقابله با بیابانزایی، مشارکت در اهداف LDN، و اجرای پروژههایی مانند کنترل فرسایش بادی، تثبیت شنهای روان و احیای مراتع از جمله اقدامات مهم در این زمینه محسوب میشود.
وی اضافه کرد: با این حال، بر اساس معیارهای مورد تأکید UNCCD، چالشهای اساسی نیز وجود دارد که مهمترین آنها شامل فشار فزاینده بر منابع آب زیرزمینی، تغییر کاربری اراضی، تخریب پوشش گیاهی در برخی مناطق و نبود هماهنگی کامل بین بخشهای آب، کشاورزی و منابع طبیعی است. همچنین محدودیت در تأمین مالی پایدار و ضعف در نظام پایش یکپارچه سرزمین از موانع تحقق کامل اهداف LDN به شمار میرود.
رابطه تغییرات اقلیمی و بیابانزایی در خاورمیانه چیست؟
وی گفت: تغییرات اقلیمی یکی از مهمترین عوامل تشدیدکننده بیابانزایی در خاورمیانه است. افزایش دما، کاهش بارشهای مؤثر، افزایش تبخیر، تکرار خشکسالیهای طولانی و وقوع پدیدههای حدی، توان اکولوژیک سرزمین را کاهش دادهاند.
وی افزود: خاورمیانه از آسیبپذیرترین مناطق جهان در برابر تغییرات اقلیمی محسوب میشود. بسیاری از مطالعات نشان میدهند که منطقه وارد مرحلهای از «تنش شدید آب و خاک» شده است.
مصباح زاده بیان داشت: در واقع، بیابانزایی امروز تنها یک خطر آینده نیست؛ بلکه بخشی از آثار آن هماکنون در قالب افت سطح آبهای زیرزمینی، گسترش کانونهای گردوغبار و کاهش بهرهوری اراضی قابل مشاهده است.
نقش دانشکدههای منابع طبیعی در مقابله با تخریب اراضی چیست؟
عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران پاسخ داد: دانشکدههای منابع طبیعی نقش یک بازوی علمی و تخصصی در مدیریت سرزمین را ایفا میکنند و حلقه اتصال میان دانش، فناوری و اجرا هستند. این مراکز علمی میتوانند از طریق تولید دانش کاربردی، به کاهش روند بیابانزایی کمک کنند.
وی مهمترین نقشها را شامل انجام پژوهشهای کاربردی در حوزه آب، خاک ، تنوع زیستی و پوشش گیاهی- پایش و ارزیابی وضعیت تخریب اراضی-توسعه روشها و فناوریهای نوین مدیریت پایدار منابع طبیعی-آموزش و تربیت کارشناسان و مدیران متخصص آینده-همکاری علمی و اجرایی با دستگاههای استانی و ملی-ارائه الگوهای عملی برای احیای اراضی تخریبشده برشمرد.
وی افزود: در استان البرز، با توجه به فشارهای ناشی از توسعه شهری، تغییر کاربری اراضی و محدودیت منابع آب، نقش دانشگاهها بسیار پررنگتر است.
وی اظهار داشت: در این استان، دانشکدههای منابع طبیعی میتوانند بهعنوان بازوی علمی تصمیمسازی برای مدیران اجرایی عمل کرده و با ارائه دادههای دقیق و راهکارهای عملی، در مدیریت پایدار سرزمین نقشآفرین باشند.
پیام فوری به تصمیمگیران کشور چیست؟
وی گفت: مهمترین پیام این است که هزینه پیشگیری ازبیابانزایی بسیار کمتر از هزینه جبران خسارتهای آن است.
وی افزود: اگر امروز در مدیریت پایدار آب، خاک و پوشش گیاهی سرمایهگذاری نکنیم، در آینده ناچار خواهیم بود هزینههای سنگین اقتصادی، اجتماعی و امنیتی را بپردازیم.
وی تاکید کرد: مدیریت سرزمین باید فراتر از نگاه بخشی و کوتاهمدت باشد. توسعهای که ظرفیت اکولوژیک سرزمین را نادیده بگیرد، در نهایت به کاهش رفاه و افزایش آسیبپذیری کشور منجر خواهد شد.
مسئولیت شهروندان در این موضوع چیست و چگونه از سطح فردی به تغییرات ساختاری در حفاظت از طبیعت برسیم؟
مصباح زاده عنوان کرد: مقابله با بیابانزایی تنها وظیفه دولتها نیست و شهروندان نیز میتوانند با اصلاح الگوی مصرف آب، حفاظت از پوشش گیاهی، مشارکت در برنامههای محیطزیستی و مطالبهگری آگاهانه نقش مؤثری ایفا کنند.
وی گفت: تغییرات ساختاری زمانی رخ میدهد که آگاهی عمومی افزایش یابد و جامعه حفاظت از منابع طبیعی را به یک مطالبه ملی تبدیل کند.
وی تاکید کرد : هر شهروندی که در مصرف آب صرفهجویی میکند، از تخریب طبیعت جلوگیری میکند یا از سیاستهای توسعه پایدار حمایت میکند، در واقع در حفاظت از سرزمین و آینده نسلهای بعدی سهیم است.
عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران گفت: در نهایت باید تأکید کرد که بیابانزایی صرفاً از دست رفتن خاک نیست؛ بلکه از دست رفتن فرصتهای توسعه، امنیت غذایی، امنیت آب و بخشی از سرمایه ملی کشور است.
وی افزود: مقابله با آن یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای آینده ایران و جهان محسوب میشود. به مصداق آیه «هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا» (سوره هود، آیه ۶۱).»زمین متعلق به همه نسلهاست و انسان در قبال حفظ و آبادانی آن مسئول است.
منبع : www.mehrnews.com
حتما بخوانید : برگزاری آیین شیرخوارگان حسینی در ۲۵۰ نقطه البرز
https://avayekaraj.ir/?p=14907

